راستش ازدیدن اینهمه لطف و محبتی که از سوی دوستان خوبم میبینم ، هم خوشحال هستم و هم .......!!! ، خوشحالم که تونستم اینهمه دوست خوب ، با احساس پیدا کنم که باهاشون حرفهامو بزنم و و از طرفی هم یک کمی میترسم !. چون میبینم مسئولیت بزرگی دارم و آن حفظ این دوستیهای با ارزشه .........
دوستان خوبم ؛ در هرصورت هرچه از شما و خوبیهاتون بگم ، بازم قطره ای در دریاست ......
و اما بعد ؛ خیلی از دوستان درنظرات و mailهائی که برام از روی بزرگیشون فرستادند پیشنهاد قراردادن اشعار روی وب لاگ رو داشتند ، راستش دلم میخواد روی این وب بیشتر از جملات استفاده کنم وشرایطی را که دارم الان تجربه میکنم به همون صورت منتقل کنم .... ، بنابراین از جرم کمبودهای وب منو عفو کنید ........
اما به احترام شما دوستان خوبم وهمراهان همیشگیم ؛ قطعه ای از باغ لعل سهراب سپهری تقدیم شما خوبان میکنم ، امیدوارم این تحفه را از من حقیر قبول کنید .............
به سراغ من اگر می آیید ،
پشت هیچستانم،
پشت هیچستان جائی است .
پشت هیچستان رگ های هوا ، پرقاصدهائی است
که خبر می آرند ، از گل واشدهء دورترین بوته خاک.
روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سوران ظریفی است که صبح
به سر تپهء معراج شقایق رفتند .
پشت هیچستان ؛ چتر خواهش باز است ؛
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهائی ، سایه نارونی تا ابدیت جاری است .
..................
..................
به سراغ من اگر می آیید،
نرم وآهسته بیایید ، مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من ............
